توسعۀ مخرب

توسعۀ مخرب، آن است که هزینه‌اش بیشتر از فایده اش باشد: همۀ هزینه‌ها در مقابل همۀ فواید. توسعه یک اقدام همیشه مثبت نیست. اگر از بینش کل‌نگر و دانش زمینه‌ای بهره نبرد مخرب شده، آفاتش بیشتر از محاسنش می‌شود.توسعه، دگرگونی در رویه جاری مدیریت سرزمین است با هدف افزایش بهره‌وری. تغییر یک بُعد از سرزمین، م...

Full description

Saved in:
Bibliographic Details
Main Author: سید امیر منصوری
Format: Article
Language:English
Published: Nazar research center for Art, Architecture & Urbanism 2025-06-01
Series:منظر
Subjects:
Online Access:http://www.manzar-sj.com/article_223518_87705f9dc2289209c47de6881da26280.pdf
Tags: Add Tag
No Tags, Be the first to tag this record!
Description
Summary:توسعۀ مخرب، آن است که هزینه‌اش بیشتر از فایده اش باشد: همۀ هزینه‌ها در مقابل همۀ فواید. توسعه یک اقدام همیشه مثبت نیست. اگر از بینش کل‌نگر و دانش زمینه‌ای بهره نبرد مخرب شده، آفاتش بیشتر از محاسنش می‌شود.توسعه، دگرگونی در رویه جاری مدیریت سرزمین است با هدف افزایش بهره‌وری. تغییر یک بُعد از سرزمین، ممکن است وجوه دیگر را که موضوع توسعه نبوده اما در ساخت سرزمین نقش دارند، دچار آسیب کند. اگر برای پیشگیری از آن تمهید نشود، توسعه مخرب خواهد شد. جلوگیری از توسعۀ مخرب، کل‌نگری درخور مفهوم سرزمین است. در مفهوم سرزمین بُعد ذهنی آن اصالت دارد. بُعد ذهنی، تفسیر ناظر از موضوع است و با واقعیت غیرمادی تفاوت دارد. واقعیت در بیرون و مستقل از ناظر وجود دارد و ممکن است دارای ماده یا غیر مادی باشد. کالبد، نمونۀ واقعیت مادی و رویداد مثال واقعیت غیرمادی است که هر دو بدون وابستگی به ناظر، با دو ماهیت متفاوت وجود مستقل دارند. بنابراین وجه ذهنی سرزمین، با وجه غیرمادی آن تفاوت داشته و به مفهومی اطلاق می‌شود که از واقعیت بیرونی، مادی و غیرمادی، در ذهن مخاطب ساخته می‌شود. توسعۀ کل‌نگر، گونه‌ای از مداخله در تغییر مدیریت و برنامۀ سرزمین است که فهم ناظر که شهروند و ساکن تاریخی آن است را، رکن بداند. توسعه‌ای که جامعۀ محلی را قابل دورزدن یا زائد و قابل اخراج بشناسد مخرب است. نطنز شهری تاریخی است که از پیش از اسلام تا کنون در تقاطع مسیر تاریخی رشتۀ جنوبی- شمالی راه ابریشم و خرداقلیم محلی در کوهپایۀ کرکس پدید آمده است. دخالت این دو عامل در پدیدآوردن امکان بقای زندگی و توسعۀ آن در این نقطه به تولید فهمی خاص از منطقه انجامید که قلمروی نطنز به‌مثابۀ یک کل کوچک از سرزمینی بزرگتر را به‌وجود آورد. هستی‌شناسی نطنز، به‌مثابۀ مکان و سرزمینی مرکب از جغرافیا، تاریخ و انسان ساکن در آن به دو رکن راه و خرداقلیم می‌رسد. در مقابل، طی برنامۀ توسعۀ بزرگراهی شمال-جنوب کشور، بزرگراه کاشان-اصفهان احداث شد. منافع این راه که با فناوری جدید و محاسبات بخشی مربوط به اقتصاد راه مسیریابی شد، ایجاب می‌کرد که به نطنز وارد نشود و مستقیماً به‌سوی اصفهان کشیده شود. شبیه تصمیمی که متفقین در تغییر مسیر راه‌آهن جنوب-شمال ایران برای کوتاه‌شدن فاصلۀ دو سر انتهایی و بهره‌برداری فوری در انتقال نیروهای خود به پشت جبهۀ شوروی اتخاذ کردند و به بسیاری از شهرهای سر راه متصل نشد. انحراف مسیر بزرگراه از نطنز، به ظاهر برای جامعۀ محلی نطنز مخرب و برای سازندگان راه مفید بوده است. اما محاسبات راهبردی از جمله اقتصاد کلان نشان می‌دهد دورزدن یک شهر تاریخی، نه جفا به ساکنان آن، که محروم کردن همۀ استفاده‌کنندگان از راه و آیندگان از تداوم پیوند تاریخی با سرزمین خود است. چیزی که به آن وطن و وطن‌دوستی گفته می‌شود، از خلال زندگی و تعامل مشترک و دائمی میان جامعه و محیط در فرایندهای تاریخی به‌دست می‌آید. این حس و ادراک مخاطب، اعم از ساکنان نطنز یا عابران بزرگراه، موجب شکل‌گیری هویت و تداوم آن می‌شود و نقشی به مراتب پیچیده‌تر از زبان مشترک در قوام یک جامعه دارد. ساکنان یک سرزمین بزرگ بی آن‌که فهم مشترک از سرزمین‌های کوچکتر تشکیل‌دهندۀ قلمروی خود، که دارای جغرافیا (کالبد) و تاریخ (رویداد) مشترک هستند، داشته باشند نمی‌توانند فهم واحدی از وطن و سرزمین بزرگ خود به‌دست آورند. این از جمله معیارهای ضروری برای تنظیم برنامه‌های توسعه است که به مفاهیم کلان وابسته است. مفهوم راهبردی توسعه فقط با رویکرد کل‌نگر و به رسمیت‌شناختن فهم سیال ناظر از واقعیت‌های سرزمین محقق می‌شود. رسمیت‌بخشی به این مؤلفه مشروط به بازیگری جامعۀ محلی و ساکنان تاریخی سرزمین است و قابل واگذاری به غیر یا قیمومیت برنامه‌ریز نیست. انقطاع بزرگراه از نطنز، از یک‌سو یک پایۀ هستی‌بخش آن شهر را سست کرد و ساکنان را به ترک شهر تشویق کرد و از سوی دیگر، یک مثال مهم برای فهم تمدن و نحوۀ استقرار ایرانیان در سرزمین هزار اقلیم را از مسافران ستاند. آنچه در مقابل به‌دست آورد، قدری مصرف کمتر سوخت بود که حتی از هزینه‌های نگهداری راه ناشی از دورافتادگی از شهر نیز کمتر است. این توسعه، بازی دو سر باخت بود.
ISSN:2008-7446
2008-2169