منظرۀ خورنق؛ از واقعیت تا نماد سیر تحول روایتها پیرامون منظرهپردازی کاخ خورنقِ ساسانی در منابع دورۀ اسلامی
کاخ خورنق یکی از مشهورترین کاخهایی است که در دورۀ ساسانی ساخته شده و شهرت این کاخ در منابع دورههای پس از آن، بهخصوص در منابع تمام دوران اسلامی به حدی بوده که این حکایتها گاه با افسانه آمیخته و این کاخ همانند طاق کسری به متر و معیاری برای سنجش آثاری که در زمانهای بعدی ساخته میشده، تبدیل شده است...
Saved in:
| Main Authors: | , , |
|---|---|
| Format: | Article |
| Language: | English |
| Published: |
Nazar research center for Art, Architecture & Urbanism
2025-06-01
|
| Series: | منظر |
| Subjects: | |
| Online Access: | http://www.manzar-sj.com/article_223534_df6cfa16b9202a7473fe5c4bbdcc20fb.pdf |
| Tags: |
Add Tag
No Tags, Be the first to tag this record!
|
| Summary: | کاخ خورنق یکی از مشهورترین کاخهایی است که در دورۀ ساسانی ساخته شده و شهرت این کاخ در منابع دورههای پس از آن، بهخصوص در منابع تمام دوران اسلامی به حدی بوده که این حکایتها گاه با افسانه آمیخته و این کاخ همانند طاق کسری به متر و معیاری برای سنجش آثاری که در زمانهای بعدی ساخته میشده، تبدیل شده است. سیر تحول روایتهای دوران اسلامی از قرون اولیه تا دورۀ قاجار حول محور منظر کاخ، از اهداف اصلی این مقاله است. نکتهی قابل توجه این است که این حکایتها در طول زمان با تغییراتی روبرو میشود؛ بهگونهای که اگرچه در منابع قرون اولیه، منظرهای که کاخ بهنمایش میگذاشته، امری زودگذر تلقی شده اما کیفیت این منظره توصیف شده است. بههمین دلیل این دوره از روایتهای پیرامون منظرهی کاخ خورنق را میتوان بهنوعی «منظرهپردازی از واقعیت» دانست. روایتهایی که با گذر زمان، توصیف از کیفیت فضایی کاخ و منظره در آنها کمرنگ شده و به جایی میرسد که تنها نامی از کاخ بهعنوان استعارهی شکوه از دسترفته و متر و معیاری برای سنجش شکوه و عظمت هر بنا به لحاظ ارتفاع باقی میماند و کار بهجایی میرسد که حکایت اولیه در دورۀ صفوی بهطور کامل فراموش میشود و «به گورستان» برده میشود. در اینجا دیگر ردی از منظرهی کاخ نبوده و از خود کاخ بهعنوان نماد و استعاره یاد میشود. بههمین دلیل در این دوره میتوان تصوّر کاخ را بهعنوان «منظرهپردازی نمادگرایانه» تصور کرد. اما روایت از منظرهی کاخ بار دیگر در دورهی قاجار، خود را نمایان میسازد. چنین نمودار تغییراتی نشاندهندهی این است که روایتهای تاریخ معماری ایران را نباید امری ثابت و لایتغیر درنظر گرفت، بلکه این روایتها در هر دوران با توجه به ویژگیهای خاص آن دوره، تغییر و تحولاتی یافته و از اینرو نمیتوان دیگر به کلانروایتهای شکل گرفته حول معماری تاریخی ایران بسنده کرد. |
|---|---|
| ISSN: | 2008-7446 2008-2169 |